گزارش| آزادگان بوشهر؛ راویان زنده حماسهای که پشت سیمهای خاردار خاموش نشد
به گزارش نوید شاهد بوشهر؛ سالن، پیش از آنکه محل برگزاری یک آیین رسمی باشد، شبیه خانهای بود که پس از سالها، فرزندان صبورش را دور هم جمع کرده است؛ مردانی با موهایی سپید که در چین و چروک صورتشان، روایت سالهایی نهفته بود که از تقویمها عبور کرده، اما از حافظه ملت ایران پاک نشده است.
در نگاه آزادگان، هنوز میشد نشانههایی از روزهای دور را دید، روزهایی که هر طلوع، با دلتنگی برای خانه آغاز میشد و هر شب، با امید به بازگشت به پایان میرسید. آنان سالها در سکوت زیستند، اما سکوتشان هرگز به معنای فراموشی نبود؛ هر چهره، دفتر قطوری از رنج، مقاومت و ایمان بود.
آزادگان سرافراز استان بوشهر آمده بودند، همان مردانی که روزگاری با لباس خاکی و دلی سرشار از ایمان، راهی جبهه شدند و سهمشان از دفاع از وطن، سالهایی از اسارت، دوری از خانه، چشم انتظاری مادران و دلتنگی فرزندانی بود که شاید تصویر پدر را تنها در قاب عکس میشناختند.
آنان از نسلی بودند که جوانی خود را در میدان نبرد و سالهای پس از آن را در اردوگاههای دشمن سپری کردند، اما اسارت نتوانست قامتشان را خم کند و فاصله از خانه، پیوندشان را با ایران و آرمانهایشان از میان ببرد. آزادگان بوشهر، سالها بعد از بازگشت نیز همچنان روایتگر نسلی هستند که با صبر خود، معنای حقیقی وفاداری را به فرزندان این سرزمین آموختند.
آیین تجلیل از آزادگان استان بوشهر با حضور استاندار بوشهر، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه بوشهر، مسئول دفتر نمایندگی حوزه ولیفقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران منطقه ۶ کشور، محمد حیدری مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر، جمعی از مسئولان و خانوادههای معظم ایثارگران برگزار شد، آیینی برای ادای احترام به مردانی که در پس دیوارهای اردوگاه، معنای دیگری از مقاومت را به جهان نشان دادند.
حضور خانوادههای آزادگان نیز به این مراسم حال و هوایی متفاوت بخشیده بود؛ خانوادههایی که سالهای اسارت را با چشم انتظاری، دعا و امید پشت سر گذاشتند و در کنار آزادگان، بخشی جدانشدنی از این حماسه تاریخی بودند. در این میان، هر لبخند و هر نگاه، یادآور سالهایی بود که بازگشت یک آزاده برای خانواده، معنای دوباره زندهشدن داشت.
محمد حیدری، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر، در این مراسم با گرامیداشت یاد شهدا و تبریک سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی، آزادگان را راویان حقیقی دوران اسارت دانست؛ قهرمانانی که خود، شاهد و روایتگر روزهای تلخ و پرافتخار اردوگاهها هستند.
او از ۴۳۴ آزاده سرافراز بوشهری یاد کرد؛ مردانی که در دوران دفاع مقدس به اسارت رژیم بعث درآمدند و پس از تحمل سالهای سخت، سرافرازانه به خاک وطن بازگشتند. در میان این آمار، نام ۲۲ آزاده بوشهری نیز میدرخشد که در اسارت به شهادت رسیدند و عنوان «شهدای غریب در اسارت» را برای همیشه بر پیشانی تاریخ مقاومت این دیار ثبت کردند.
این اعداد، تنها بخشی از شناسنامه ایثار استان بوشهر است؛ پشت هر نام، خانوادهای ایستاده، خاطرهای نفس میکشد و سالهایی از صبر و چشمانتظاری روایت میشود. ۴۳۴ آزاده، ۴۳۴ روایت از ایستادگیاند؛ روایتهایی که اگر به نسلهای آینده منتقل نشوند، بخشی از حافظه تاریخی این سرزمین در سکوت فراموش خواهد شد.
اما بخش اثرگذار مراسم، آنجا بود که چند تن از آزادگان پشت تریبون ایستادند، با صدایی که گاه آرام و گاه لرزان میشد، از روزهای بیخبری، شکنجه، دلتنگی و امید گفتند. از لحظههایی که نام ایران، تصویر امام و یاد خانواده، پناه دلهایشان در اردوگاههای دشمن بود.
روایتها کوتاه بود، اما هر جمله، دریچهای به سالهایی دور باز میکرد، سالهایی که آزادگان در آن، با دستهای بسته، اما ارادهای آزاد، اجازه ندادند دشمن بر باور و عزتشان چیره شود.
گاهی مکثی کوتاه میان جملهها، بیش از هر سخنی از عمق آن روزها میگفت. خاطراتی که برای بیانشدن، سالها صبر کرده بودند و حالا در جمع همرزمان و خانوادهها، دوباره جان میگرفتند. آزادگان سخن میگفتند و سالن، با سکوتی آمیخته به احترام، شنونده رنجها و سربلندیهایشان بود.
در ادامه این مراسم، از دو کتاب ارزشمند «من و مجنون» و «شهدای غریب در اسارت» رونمایی شد؛ آثاری که تنها مجموعهای از کلمات نیستند، بلکه سندهایی زنده از رنج، پایداری و غربت مردانیاند که بخشی از جوانی خود را پشت دیوارهای اردوگاه جا گذاشتند، اما با قامتی استوار و دلی سرشار از ایمان به میهن بازگشتند.
رونمایی از این دو کتاب، در حقیقت ادای احترام به قلمهایی بود که تلاش کردهاند بخشی از خاطرات آزادگان را از پستوهای ذهن و سینهها به حافظه مکتوب جامعه منتقل کنند. کتابها آمدند تا صدای آزادگان در میان هیاهوی روزگار گم نشود و نسلهای امروز و فردا بدانند امنیت و آرامش، آسان و بیهزینه به دست نیامده است.
«من و مجنون» روایتی از پیوند عشق، معنویت و مقاومت است و «شهدای غریب در اسارت»، نام و یاد آنانی را زنده میکند که غربت اردوگاه را تا آخرین نفس تاب آوردند و پیکرشان پس از سالها به آغوش وطن بازگشت.
در ورقهای این آثار، میتوان ردپای مردانی را دنبال کرد که در سختترین لحظهها، به جای تسلیم، به ایمان پناه بردند، مردانی که حتی در غربت، خود را از وطن جدا ندیدند و با تحمل رنج، اجازه ندادند نام ایران و عزت ایرانی در اردوگاههای دشمن به فراموشی سپرده شود.
در پایان، از آزادگان سرافراز استان بوشهر تجلیل شد، لحظهای که تقدیرنامهها و هدایا، اگرچه نشانهای از سپاس بود، اما نمیتوانست اندازه رنجی را که آنان در سالهای اسارت بر دوش کشیدند، بیان کند.
تجلیل از آزادگان، در واقع تجلیل از یک تاریخ زنده بود، تاریخی که هنوز نفس میکشد، خاطره میگوید و از نسلی سخن میراند که در برابر شکنجه و تحقیر، آزادگی خود را حفظ کرد. دستهایی که برای دریافت لوح تقدیر بالا رفت، سالها پیش با همان صلابت، میلههای اسارت را لمس کرده بود، اما هرگز تسلیم آن نشده بود.
آزادگان آرامآرام سالن را ترک کردند اما آنچه از این آیین باقی ماند، یادآوری این حقیقت بود که امنیت و آرامش امروز، بر شانههای مردانی بنا شده که روزی در پشت سیمهای خاردار، آزادگی را زندگی کردند.
آنها رفتند، اما روایتشان در سالن ماند؛ در نگاه خانوادهها، در صفحات دو کتاب تازه رونماییشده و در خاطره مردمی که میدانند آزادگان، تنها یادگاران سالهای اسارت نیستند، بلکه حافظان زنده عزت، هویت و سربلندی ایران اسلامیاند.












عکس: احمد رضا مجیدی